تبليغاتX
زندگی در جریانه به تندی
حرف ها و اعتراض های پراکنده

چارلی چاپلین در سخنرانی معروف خود در فیلم " دیکتاتور بزرگ " می گوید : به کسانی که صدای مرا می شنوند می گویم " نا امید نشوید " رنجی که اکنون در بین ماست ، گذر حرص آدمی است ، تلخی بشری است که راه پیشرفت انسان او را می ترساند . نفرت آدمی می گذرد و دیکتاتورها می میرند و قدرتی که از مردم می گیرند به مردم باز خواهد گشت و تا زمانی که انسان ها می رزمند ، آزادی نابود نخواهد شد

 

بيانيه شماره ۱۵ مير حسين موسوي: از بسيج تا بسيج

 

نوشته شده توسط مرجان حسینی در ساعت 9:16 قبل از ظهر | لینک  | 

انسان هميشه موجود عجيبي بوده و هست. جالب اينجاست  با همه پيچيدگي و عجبي كه دارد، باز هم اين ويژگي ها از هر انسان تا انسان بعدي كاملاً متغير است؛ و حيرت انگيز تر اينكه خودش هم نمي داند دليل برخي كارها و اتفاقاتي كه برايش مي افتد چيست و تنها برايشان هزاران علت و بهانه         مي تراشد و خود بهتر از هر كسي مي داند كه هيچ يك قانع كننده نيستند.

روزهاي پائيزي – طبق يك نظريه عملي- به خاطر كمتر شدن تابش خورشيد و تغيير جهت زاويه تابش نور به زمين به خودي خود دلگير هستند. حالا به آن اضافه كنيد اين موج منفي بد گماني، سرخوردگي و بي حوصلگي فراگير را بهمراه مشكلات عاطفي، اجتماعي و دروني شخصي افراد و ببيند چه دلگرفته اي مفرطي بعضي روزها حين كارهاي تكراري كه به عنوان شغل انتخاب كرده ايم گريبانگير آدم مي شود. اما چيزي كه من را به حيرت مي آورد اين است كه تمام اين حس افسردگي تنها با نگاه كردن به تصوير هرمان* در ته ليوان آب يكي از همكاران از بين مي رود، خود به خود لبخندي مي زنم و شايد باور نكني از لبخند پيروزمندانه اش چه انرژي فزاينده اي مي گيرم براي تحمل تنهايي اين روزهاي سخت!

به راستي كه انسان شاهكار مخلوقات خداوند است و همچون خود او ناشناخته و بي نظير...

* هرمان ماهي كوچكي است در يكي از قصه هاي كتاب قصه هاي انجيل. در اين قصه هرمان در حال فرار از دست چند ماهي درنده است كه اين فرار همزمان مي شود با معجزه حضرت موسي هنگام شكافتن دريا و معجزه حضرت موسي از نظر هرمان معجزه اي است كه جانش را از دست ماهيان درنده نجات مي دهد.

نوشته شده توسط مرجان حسینی در ساعت 9:17 قبل از ظهر | لینک  | 

آن وقتها كه مدرسه مي رفتم 13 آبان به خاطر تعطيلي كلاس ها و جشن هاي  مدرسه و همينطور هديه هايي كه مامان و بابا برايمان تهيه مي كردند برايم يك روز جذاب بود.

اما انگار به خاطرات شيرين مدرسه مان هم رحم نمي كنند. امروز با تمام قوا همه عظمشان را جزم كردند كه اين روز را حداقل اگر به يك خاطره تلخ تبديل نكنند پرش كنند از ترس و يادآوري اين اصل كه        ما حق نداريم حرف بزنيم

 

خدا امروز را به خیر بگذراند دیگر تحمل تکرار روزهای گذشته را نداریم

نوشته شده توسط مرجان حسینی در ساعت 10:34 قبل از ظهر | لینک  | 

 

 

در پیروزی ما کسی شکست نمی خورد...

 

بیاینه شماره 13 مهندس میر حسین موسوی

نوشته شده توسط مرجان حسینی در ساعت 3:34 بعد از ظهر | لینک  | 

عصر وقتي داشتم از سر كار برمي گشتم مثل هميشه از ميدان هفت تير وارد كوچه پس كوچه ها شدم كه زودتر به خيابان بهار برسم. از سر كوچه كه يه قهوه خانه توش بود نگاهم جلب دختر پسرهايي شد كه دست در دست هم مي رفتند. تيپ و قيافه هايشان هم از نوعي بود كه هميشه از دست گشت ارشاد فرار مي كردند اما كسي كاري باهاش نداشت. از قهوه خانه (سفره خانه ) هم بوي قليان مي آمد. يادم افتاد كه كشيدن قليان تو محيط هاي سر بسته ممنوع اعلام شده بود.گفتم شايد چون داخل كوچه است اينطوري به نظر مياد.

 از فردا وقتي از ميدان هفت تير رد مي شدم دقيق تر شدم. هنوز ماشين هاي گشت مثل قبل تو ميدان هست. تو بعضي كوچه ها هم ماشين هاي كمكي و نيروهايي كه تو گرما تو ماشين چرت مي زنن هنوز ديده مي شود. اما چه حكمتيه كه ديگه كسي به حجاب دخترها گير نمي ده!! چه اتفاقي افتاده كه دختر پسرا اينقدر راحت  و بدون ترس از اين ماشين هاي گشت با هم مشغول گردشند. يادم افتاد كه خيلي وقته جايي مطلبي يا اعتراضي يا گله و شكايتي از اوضاع دختر ها و پسرها و مشكلات ازدواج و اين حرفها نخوانده ام و نديده ام. انگار قضيه بيكاري، بي پولي، ازدواج، مسكن، اعتياد ، پارتي هاي شبانه و غيره از ياد همه رفته  يا شايد ديگه براي كسي مهم نيست. شايدم حل شده و ما سرمون بي كلاه مانده !

قضيه برام جالب شد خوب كه فكر كردم ديدم از اواسط ارديبهشت همه  خبرهايي كه خوانده ام ، ديده ام، شنيدم همه و همه و همه مربوط مي شده به انتخابات. روز اول نتيجه!!! يك روز راجع به دوستاني كه در خيابان ها دور هم جمع مي شدند. يك روز راجع به كشته ها. يك روز راجع به كساني كه گرفتار شدند. يك روز راجع به انواع حرفها و شايعات مربوط به شكنجه ها. همه منتظر نتيجه تحقيقات كميته هاي حقيقت ياب تشكيل شده مختلف هستند. هر روز صدايي از جايي بلند مي شود و گوشه تازه اي از اين غائله رو مي شود.

همه اخبار واقعي و شايعات كشنده و آزار دهنده چنان در هم تنيده شدند كه هيچ كدام را نمي شه از ديگري تشخيص داد ( اما دروغ ها آنقدر بزرگند كه قابل تشخيص ترند). ياد حديثي از امام علي عليه السلام افتادم: "روزگاري كه حق و ناحق را نتوان از هم تشخيص داد روزگار فتنه است".

اين روزگار فتنه چنان سرمان را گرم كرده كه ديگر همه چيز از يادمان رفته . همه مشكلات و دغدغه هايمان. همه نگراني ها و دل مشغولي هامان. امروز ما فقط نگران بچه هاي ايرانيم.

 امروز فهميدم چرا اون آقا مي گفت براي اينكه همه مشكلاتم يادم برود عكس مادر زنم رو در كيف پولم مي گذارم كه هميشه يادم باشه هميشه مشكلات بزرگتري هم هست.

كسي عكس 3*4 از دكتر نداره؟

 

نوشته شده توسط مرجان حسینی در ساعت 11:20 قبل از ظهر | لینک  |